امروز بجای معرفی کتاب این متن را از وبلاگ علی بودا می گذارم.
این نوشته به طرز جالبی، کامل و صحیح نوشته شده. مثال ها دقیقا بجا و جذاب است. فایل صوتی ان را که با ته لهجه فارسی دری به زیبایی خوانده شده در انتهای این پست می گذارم.
بدون اغراق بیش از پنجاه بار گوشش داده ام و لذت برده ام. و الان در پلی لیستم فعال است.
برچسب:
نویسنده: نگین رضایی


عشق در هر وجهي، متمايز است
عشق از هر جهتي كه نمودار شود،اگر به حقيقت درك شود يك عملكرد را دارد
چه عشق به خدا باشد،چه به يك انسان، چه حتي به يك شيء
چه، عشق تشديد احساسات بشر است براي رسيدن به غايت
غايتي كه مستتر است در قابي
قاب هر كس، عكس خودش را مي طلبد.
و هركس به فراخور ادراكش ، جلوه اي از اين غايت را درمي يابد.
برچسب:
نویسنده: نگین رضایی


در دلم هزاران ستاره و شعر است.
درونم پر شده از آواز و موسيقي و رنگ
پنجره را كه باز مي گذارم همه وجودم بال مي شود
در اوج شعر و موسيقي و آواز
با انكه از هيچكدامشان هیچ نمي دانم
اما به نواي شعرهاي تو
با موسيقي صداي تو،
پرواز مي كنم.
بال مي گشايم تا خورشيد
برچسب:
نویسنده: نگین رضایی
آمده ام به كتابخانه اتچند بار صدايت مي كنم و وقتي بي جواب مي مانم وارد مي شوم.سكوت است و من همينطور كه روي كتابها دست مي كشم پيش مي آيم.انتهاي كتابخانه ميز تحريرت است با يك لب تاپ كه سيگار روشنت توي
برچسب:
نویسنده: نگین رضایی


من قرمزی عشقم و تو سیاهی فقدان
تو رفتي و سياهی تو بر قلب عشقِ من افتاد
و از من شقايق دشت بيقراري ساخت
برچسب:
نویسنده: نگین رضایی
امروز بعد از حدود هفت سال سوار اتوبوس هاي بين شهري شدم.مسير طولاني بود و فرصت انديشه مغتنم.آقاي روبرويم كتاب مي خواند.ياد تو می افتم و عادت هميشگي ات.نوشتن كم و كسرها و غلط هاي كتاب در صفحه اول آن.اين
برچسب:
نویسنده: نگین رضایی


اي عشق، تو مرا بكش
كه تو مي تواني،
آدمهاي زيادي از عشق، مرده اند
و دست تو، به خونهاي پاكِ بسياري، آلوده است
چه مرگ زيبا و آراميست، از تو مردن
حالا كه جانبخش مرا به من نمي بخشي
دوست دارم من به تو جان ببخشم
و به راستي كه بايد جان به جان آفرين تسليم كرد
برچسب:
نویسنده: نگین رضایی


برچسب:
نویسنده: نگین رضایی


اگر نروم، عشق تو، مرا خواهد كشت
اگر بروم، وجدان سرم را خواهد بريد
و من در سكوت و سكون اين دو، از ارتعاش دروني قلبم، خواهم مرد
مي بيني اي عشق، مرگ من حتمي است.
برچسب:
نویسنده: نگین رضایی
تو سيب سرخ بهشت من بودي
وسوسه تو شدم
و به تو دست آلودم
خدا هم مرا به شهر پر رنج عشق تبعيد كرده
بزرگي گناهم را درك كرده ام
اما تقلاهايم براي توبه تا امروز بي ثمر بوده
باشد كه ضامن آهوان، ضمانت عاشقان كند.
برچسب:
نویسنده: نگین رضایی